خرید بک لینک
سلامما به خرداد پر از حادثه عادت داریم !!!ولی خب خرداد امسال لااقل واسه من یکی که حادثه و اتفاقی در پیش نداشت...یعنی نداشت... نداشت..نداشت..تا دیروز که داشت !نزديک محل کار ماشين رو پارک کردم.. پشتم يه 206 پارک بود.. پياده که شدم و ماشين رو قفل کردم ديدم جفت شيشه ها پايينه. رفتم جلوتر ديدم در داشبورد هم بازه و گويا آقاي دزد از باز بودن شيشه استفاده کرده و داخل داشبورد رو خالي کرده. ماشين جلوي در يه مجتمع پارک بود.. حدس زدم شايد براي همون ساختمون باشه.. رفتم جلوي درش.. شيشصد و دو تا تا زنگ داشت... اومدم يکيشو بزنم که در باز شد و يه خانوم با جمالات و کمالات و کمي هم خطرناک و عصبناک اومد بيرون. ازشون پرسيدم 206 مال شماس؟ يه نگاهي انداخت که مثلا اي ابله سفيه نادان و فرومايه ، کلاس من به اين تيپ ماشينا ميخوره؟ ولي باز هم لطف کرد و جواب داد که خير و رفت سمت ماشينايي که پارک بودن..منتظر بودم با اين سيستمي که فرمودن سوار کدوم بنز و بي ام و و مازراتي ميشن که ديدم رفت سراغ يه ريو !! با يه نگاهي هم باز سرتا پاي بنده رو نظاره فرمودن که بعله ! ماشين ما همچين چيزيه... و ما همچين چيزايي سوار ميشيم.. البته منظورشو متوجه نشدم که همچين چيزايي ، فقط ماشينه و يا اينکه.........بعد از بدرقه سرکار خانومه نگاهي ... گفتم از زنگ طبقه اول شروع ميکنم ميرم بالا.. زنگ شماره يک رو زدم.. در رو بدون اينکه بپرسه کي هستم باز کردن.... دوباره زنگ زدم... صدايي از توي راهرو اومد که کيه ؟؟ چون در از قبل باز شده بود.. سرمو کردم داخل و ديدم يه گوريل جلوي در واحدش وايستاده و تنها چيزي که ازش قابل شناسايي هست..چشماشه و بقيه اندام پشمالو طور ها !!! و داره منو نيگا ميکنه... قبلا در رو که

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 16:23

سلام..شب بخیربیخوابی به سر میزنه و شب جمعه میای میشینی و قلم رو میلرزونی و تراوشات ذهنیتو میریزی اینجا البت به قول اون شعر معروف که هر دو لرزانند ولی این کجا و آن کجا. تایپ متن با گوشی بسی سخت و دوشواره..پس لطفا غلط املایی رو به بزرگی هرجاییتون که بزرگه ببخشید. کف دستم میخاره... گفتن پول میاد دستم... مبلغ و روش و چند و چونش رو نمیدونم ولی میخوام با اون پول برم ترکیه خونه بگیرم.. یا برم شمال به تیکه زمین بگیرم و بشم فئودال .رفتم سرچ کردم دیدم با حدود 600 تومن میشه یه واحد 60 متری توی استانبول خرید !کار پرریسک و هیجانی به نظرم میاد..  کارهای بزرگ و ریسکی چیای بزرگ میخواد ؟؟؟ آفرین فکرای گنده. حالا تا پول بیاد ببینیم بقیه ی ملزوماتش و فکرای کنده اش هم در دسترس میاد یا نه فعلا که تست کردم چیزی توی دستم نیومد.  + نوشته شده در  جمعه چهارم تیر ۱۴۰۰ساعت 1:32&nbsp توسط متولد دهه 50  | 

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 16:23

سلامخوبم. خوبی؟ فرانسویا همین دوتا کلمه رو یه جور جواب میدن ! از هم میپرسن سا وا ؟ (ça va?) بعدش اون یکی گل واژه میگه سا وا (ça va) !!! یعنی خوبی؟ خوبم .یعنی خواستم بگم از ما فراخ تر هم در دنیا وجود داره که یه ضمیر ناقابل رو تغییر نمیده. آخرین پست به تیر برمیگرده.. شاید میخوره... شایدم برمیگرده میخوره.. یا میخوره و برمیگرده. شایدم در حال خوردن برمیگرده با در حال برگشتن میخوره. دور از جون جمع.. کرونا گرفتم .. البته برای رعایت ادب اینجوری نوشتمش... وگرنه اونی که ما گرفتیم... یه حرف اون وسطا زیادتر داشت که روم نشد بنویسمش....  از بس که اذیت کرد ما رو این ویروس جوونور .. از اینور ما رفت توو... شخم زد..از اونور اومد بیرون !الان زنده ام و دو دوز واکسین رو زدم. بعضی از نظرات رو که صحنه دار نیست عیان خواهم کرد و پاسخ درخور و مقتضی خواهم داد اون صحنه دار ها رو هم اگر جرات دارین.. کامل مشخصات بدین تا من بدونم و شما که چگونه تادیب خواهم کرد.. یا خواهم کرد تادیب !! یا تادیب میکنم.. یا میکنم تادیب.ادامه ی متن رو در آینده ی نزدیک تکمیل خواهم کرد.امروز از صبح دعوت شدم به کلپچ ...برم بخورم تا تموم نشده.....  فعلا !! + نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان ۱۴۰۰ساعت 15:40&nbsp توسط متولد دهه 50  | 

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 16:23

صفحه بندی